درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
*
هميشه فكر مي كردم اگه كسي بهم يك سيلي بزنه بايد دو تا سيلي بهش بزنم و اگه بهم دو تا سيلي زد چهار تا سيلي بهش بزنم.
ولي يه روز به اين رسيدم كه اگه اون هم مثل من فكر كنه چي؟
چقدر بايد به هم سيلي بزنيم؟
و بعد به خودم گفتم: اگه كسي يك سيلي بهم زد با تعجب بهش نگاه مي كنم و اگه دو تا سيلي بهم زد ازش مي پرسم چرا؟ و اگه سه تا سيلي بهم زد فقط بهش لبخند ميزنم.
چون احتمالاً طرف هم كوره هم كره ، هم ديوونست.
ومن بايد به يه زبون ديگه باهاش حرف بزنم ولي مطمئنم تا سيلي دهم تحمل دارم كه جواب آخرو بهش ندم.
حالا بايد فكر كنم كه چه جوابي بهش بدم كه سيلي دهم رو نخورم.
به اين ميگن انسانيت ومن از انسانيت لذت مي برم چون هر بار بعد از هر درگيري بيشتر به خودم افتخار مي كنم.
باور كنيد كار من با معجزه فرقي نداره،فرق ما با حيوانات همينه.
خيلي هيجان انگيزه! معمولاً بعد از هر درگيري كلي دوست پيدا مي كنم.
البته ميشه مثل حيوونا دندونامو بهش نشون بدم وتا مي تونم كتك كاري كنم ولي من دوست دارم از روش انسانها استفاده كنم و مثل يه انسان رفتار كنم چون اگه ده تا سيلي هم بزنم فرقي براي من نمي كنه ولي وقتي معجزه مي كنم قلبم سرشار از عشق ميشه.
(حمیدرضا)
نوشته شده توسط حمیدرضا & پريسا در سه شنبه 5 دی1385 ساعت 12:32 موضوع | لینک ثابت