درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
*
بازم سلام
چه عجب حدیث خانوم بالاخره تشریف آوردین
خوشخالم که شروع کردی
ولی همین اول ازت یه خواهش دارم
اونم اینه که زیاد به پر و پای من یکی نپیچ
از چیزی خبر نداری قضاوت نکن
اگه بلاهایی که سر من اومده بود سر تو میومد غمگین نمینوشتی
خون گریه میکردی
به هر حال خوشحال شدم که اومدی و منو از تنهایی در آوردی
امیدوارم که موفق باشیم(من و تو و . . . . . )
(حمیدرضا)
نوشته شده توسط حمیدرضا & پريسا در شنبه 11 آذر1385 ساعت 10:37 موضوع | لینک ثابت